تبليغاتX
بوجیکا

بوجیکا

شعر/نقاشی/ نمایش

 

گیسوان بریده ی مهتاب

نمایشنامه

محمد رضا بی گناه

 

برای علیرضا عسگری عزیز و افق های بیکرانه اش 

( این نمایشنامه، اپیزود دوم  از سه گانه یی با نام های عروس مادرم، گیسوان بریده ی مهتاب و  از پنجره های غربی است. این نمایشنامه را حدود پنج سال پیش و برخلاف همه ی کارهای قبلی ام در یک نشست و در یک روز بارانی در مونترال نوشته ام و از جمله تنها کاری ست که نتوانستم و نخواستم حتا یک کلمه اش را عوض کنم. توضیح صحنه های زیاد هم دلایل اجرایی دارد که آن موقع برای یک گروه خاص نوشتم.  و اینکه چرا حالا روی وبلاگ گذاشته ام سوالی است که جوابش را خودم هم نمی دانم....)   

نمایشی­ها:

- مهتاب، دختری جوان /  چهره­ی پدر /  چهره­ی برادر /  دست­های مادر /  دو دست و چهره­یی سفید /  صدای اسماعیل.

 زمان حال.

  ( تاریکی. صدای تک ضربه­هایی بر یک طبل. صدای کوبیدن دو سنگ برهم...  صدای کوبیدن دست­ها بر پاها و زمزمه­ی محزون زنی در دور دست... صداها آرام آرام ریتم می­گیرند و در هم ادغام می­شوند.

در مرکز صحنه،« دو دست و چهره­ای سفید»، کبریت می­کشد و شمعی را روشن می کند... نور آرام آرام  مرکز صحنه را روشن می­کند. پارچه­ای قرمز، زیر آن کسی خوابیده است.  موسیقی به آرامی محو می­شود.

دستِ سفید جلو می­آید و آرام پارچه را عقب می­زند...  چهره­ی دختر جوانی آشکار می­شود... مهتاب است. چهره­ی سفید خم می­شود و پیشانی مهتاب را می­بوسد. گوشه­ی پارچه را می­گیرد، بلند می­شود و شمع در دست پارچه را با خود به انتهای صحنه می­کشاند. چند خانه به شکل کودکانه­ای بر کف صحنه نقاشی شده است. مهتاب بر صفحه­ی بازی (لی­لی بازی) خوابیده است. عروسکی در بغل گرفته است.  سکوت.

 صدای ضربه­ای بر طبل... مهتاب چشم می­گشاید. صدای ضربه از سمتی دیگر...  مهتاب مضطرب از جا می­جهد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Sun 20 Sep 2009ساعت 1:7 PM  توسط محمد رضا بی گناه  | 

از تمام روزها

قسمت من ابری ست

غفلت از من بود شاید

غفلت از چشم تو که دریا بود

و سفرهای دراز من

از شکافی در پهلو

تا غلاف خالی خنجر


راست می گوید ابراهیم

کودکم در قربانگاه

راه شیری می پیماید با لبخند

می نشاند بر آب

خستگی های سپید بادبانی در باد

تکه های ماهت

لا به لای شعرهایم

نام هایی را درخشان کرده است


از تمام روزها

من صدف هایم را

پر از آواز تو خواهم کرد.


+ نوشته شده در  Thu 3 Sep 2009ساعت 2:27 PM  توسط محمد رضا بی گناه  |